3 March 2015, 17:19

روز های تلخ مقاومت لیننگراد در مقابل فاشیزم

روز های تلخ مقاومت لیننگراد در مقابل فاشیزم

همه باشندگان شهر- از خورد گرفته تا کهن سالان نه تنها مسلحانه، بلکه با اراده آهنین خود در مقابل فاشیزم می جنگیدند،

مطابق با نقشه « بارباروس» قرار بود لنینگراد مانند مسکو، بطور کامل این دو شهر همراه ساکنان باید نابود شوند. از اینرو، در صورت پیروزی آلمانی ها، نابودی کامل در انتظار شهر و ساکنان آن بود. لنینگراد نیز شاخه ارتباطی بود که ارتش سرخ را با متحدان پیوند می داد: از طریق مورمانسک، آرخانگلسک، بارهای ائتلاف ضد هیتلری به جبهه های جنگ کبیر میهنی ارسال می شد.

طولانی ترین و رنج آور ترین نبرد جنگ کبیر میهنی ژوئن سال 1941 میلادی آغاز و پس از 900 روز، 9 ماه اوگست سال 1944 میلادی به پایان رسید. نبرد بر سر لنینگراد به این دلیل قابل توجه است که نشانگر انواع مختلف مبارزه مسلحانه و غیر مسلحانه بود. نبردهای دیگر جنگ کبیر میهنی را معمولا به دو « مرحله» تقسیم می کنند: پیشروی دشمن و حمله متقابل نیروهای شوروی. این مقابله به سه مرحله تقسیم می شود. مرحله اول - تلاش های ناموفق آلمانی ها برای رسیدن به پیروزی سریع. مرحله دوم - جنگ کلاسیک موضعی. و مرحله سوم - آزادی شهر.

نیکلای کوپیلوف رئیس دیپارتمنت تاریخ جهان و میهنی انستیتوت روابط بین الملل روسیه در این خصوص گفت: همانا اهالی لنینگراد برای نخستین بار در تاریخ جنگ کبیر میهنی به سازماندهی تشکیلات دسته های مبارزان مردمی پرداختند. 30 جون ، هشت روز قبل از آغاز جنگ، فرمان تشکیل ارتش خلق شبه نظامیان صادر شد. با وجود شرایط فوق العاده سخت محاصره، کار تأسیسات دولتی حتی برای یک روز هم قطع نشد.

باید به سهم جوانان در این مبارزه توجه خاص شود: محصلان مدارس و دانشجویان در زمان اولین زمستان سخت 1942-1941 دسته های کمک را تشکیل دادند. به خانه ها سرکشی می کردند و مردگان را تخلیه و کسانی را که زنده مانده بودند پیدا می کردند.. برعلاوه آنها حدود 16 خوشکه شوی ، 12 حمام و بیش از 30 نقطه توزیع آب گرم برای ساکنان شهر که در محاصره قرار داشتند سازماندهی کردند. جوانان بر پشت بام خانه ها در زمان حملات هوایی نگهبانی می دادند. بدین تریتب همه از کوچک و بزرگ می جنگیدند، نه فقط با اسلحه، بلکه با اراده آهنین خود.

نیکلای کازلوف پروفسور دیپارتمنت تاریخ دانشگاه دولتی لنینگراد در این باره گفت: پاییز سال 1941 میلادی در روزنامه « لنینگرادسکایا پراودا» نامه یکی از ساکنان لنینگراد به نام « یِلِنیک» به چاپ رسید که شکایت می کرد نمی تواند در دفاع از شهر عزیزش شرکت کند. توجه کنید از چه گله مند بود، نه از گرسنگی، نه از سرما، نه اینکه معلول بود، بلکه از آن نگران بود که شوهر و پسرش می توانند از شهر دفاع کنند و او نمی تواند. او پیشنهاد کرد از او خون بگیرند و به مجروحان کمک کنند. در سالهای جنگ ومحاصره، ساکنان لنینگراد 144 تن خون دادند.

همانا چنین حقایق و شرایطی در پیروزی شهر قهرمان لنینگراد و کل کشور تعیین کننده بودند- 900 روز نبرد بی وقفه با دشمن، ترس و گرسنگی....

  •  
    در میان گذاشتن