14:53 23 مارچ 2017
نشرات مستقیم
    افغانستان

    مرض وحدت

    © REUTERS/ Omar Sobhani
    افغانستان
    دریافت لینک کوتاه
    0 303130

    به مناسبت ۸ ثور

    در کابل، طبق معمول، نتوانستند بر تاریخ ۸ ثور چشم پوشی نمایند. در این روز ۲۳ سال قبل مجاهدین در کابل به قدرت رسیدند. طوریکه معلوم است، مجاهدین به این نظرند. ولی تعبیر و تفسیر دیگر خود روز ۸ ثور سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) و حوادث ماقبل ان وجود دارد. کارشناسان روسی اوضاع را چگونه می بینند؟

    موضوع را مبصر ما و کارشناس مسایل افغانستان پیوتر گنچاروف دنبال میکند:

     

    مولفین مقالات مداحی راجع به شهامت مجاهدین که در تاریخ 8 ثور « پیروزمندانه» به کابل « همزمان از چند جهت — جبل سراج، چهاراسیاب، سروبی و میدان شهر» وارد شدند، دوست دارند. این را به مثابه پیروزی بلاتردید انها توصیف میکنند. ولی در این صورت این مساله که مجاهدین بدون اندکترین مقاومت از طرف رژیم دوکتور نجیب الله وارد شهر شدند، اصلاً قطعاً یاداوری نمی شود و یا بصورت سطحی به ان اشاره میشود. واضح است که انها هیچگاهی در این باره نمی نویسند و نخواهند نوشت که پیروزی به انها، به گفته پیوتر گنچاروف، توسط بوریس یلتسن رئیس جمهور وقت روسیه هدیه داده شد. به این ترتیب، واقعیت امر چه بود؟

    پنج ماه قبل، در نوامبر سال ۱۹۹۱، به مسکو هیات مجاهدین تحت رهبری برهان الدین ربانی که در ان نمایندگان تمام جنبش ها، به استثنای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، شامل بودند، وارد مسکو گردید. از صبغت الله مجددی برادر او حشمت الله مجددی نمایندگی میکرد. انها را به مثابه مهمانان عالیقدر در مهمانخانه «اکتوبر» که در ان زمان به کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی تعلق داشت، جابجا ساختند. بخش اعظم ملاقات ها و مذاکرات در همانجا صورت میگرفت.

    مجاهدین چه میخواستند؟ انها فقط یک چیز میخواستند و ان اینکه، تا روسیه کمک اقتصادی به نجیب الله قطع نماید. روسیه در قدم اول کمک مواد سوخت و انرژی — بنزین، تیل خاک، روغنیات و غیره باید قطع نماید. ایا این امر به توضیح ضرورت دارد که نیروی هوایی بدون مواد سوخت و نیروهای زمینی بدون بنزین، دیزل، مواد سوخت و روغنیات چه می باشند؟ برعلاوه این، چنین شهرهای مانند کابل، مزارشریف، هرات، قندوز که در زمستان فقط توسط دیزل تسخین میشدند، در زمستان ان سال که بسیار سرد بود، به زندگی در هوای سرد محکوم بودند.

    تا تابستان سرنوشت رژیم نجیب الله بدون شرکت مجاهدین تعیین شده بود. توطیه ای عنعنوی تیپیک برای افغانستان در «ارگ» در چنین شرایط به سرنوشت ان نقطه پایان گذاشت. انهم، با شرکت هم رزمان حزبی او و پرچمداران بلند پایه!

    نجیب بدون اردو و بدون دست پرورده خود — ادارات استخباراتی و امنیتی ماند که رئیس ان، دست راست او، یعقوبی شب هفتم بر هشتم ثور به قتل رسانده شد. پس مجاهدین در این وقت در کجا بودند؟

    یاداوری این نقطه نیز لازم است که مجاهدین متصل خروج نیروهای شوروی جهت اشغال شهر جلال اباد تلاش نمودند و فکر میکردند که کار اردوی افغانستان را بدون کمک شوروی به اسانی یک طرفه میکنند. نتیجه ان چه شد؟ نتیجه ان تهاجم مجاهدین — دقیقاً برعکس بود. ولی مجاهدین شکست همراه با رسوایی را انتظار نداشتند.

    نجیب، بدون شک، در صورت که مسکو و هم رزمان او به او خیانت نمی کردند، ایستادگی میکرد. وضع او به هیچ وجه از رژیم کنونی که در پهلوی ان هنوز نیروهای امریکایی و ناتو قرار دارند، بدتر نبود.

    وقتیکه مجاهدین وارد کابل شدند، انها به هیچ وجه انقدر که انها خود را در مسکو در مهمانخانه «اکتوبر» تبلیغ میکردند، باهم متحد نبودند. در روز بعد روشن شد که وحدت انها چقدر ارزش دارد. نشانه های «وحدت» که انها راجع به ان ساز و سرود سر داده بودند، همین امروز نیز میتوان به اسانی در بدنه ابده میوند، در روی دیوارهای سیلو، میکروریون کهنه و دیگر مناطق شهر کابل مشاهده کرد.

    نزاع بین احزاب، جاروجنجال ها و مقابله « گنجشک و شتر» که خلق و پرچم یک دیگر را به این نام یاد میکردند — عبارت از یگانه علت سقوط رژیم دوکتور نجیب الله بود، نه وحدت نام نهاد مجاهدین. وحدت انها، در اصل، هیچگاهی وجود نداشت که برای انها به بهای از دست دادن کابل هنگام عقب نشینی در برابر طالبان تمام شد.

    راجع به وحدت باید گفت، میگویند، تاریخ اکثراً تکرار میشود، اگر از ان درس عبرت گرفته نشود. مثال «وحدت» مجاهدین، دقیقاً مانند رویارویی « گنجشک و شتر»، میتواند به همان درس عبرت، حتی امروز مبدل گردد…

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک